تبلیغات
کنگره 60 نمایندگی حر لژیون ششم
 
کنگره 60 نمایندگی حر لژیون ششم
درباره وبلاگ


ما اعضای جمعیت احیای انسانی کنگره 60 در نمایندگی حر آمادگی داریم تا تجربیات و دانش خود را برای رهایی از مسئله بیماری اعتیاد در اختیار شما قرار دهیم .
نشانی : پاسگاه نعمت اباد خیابان شکوفه بین میدان ثارالله و باران جنب تالارپذیرایی الماس شهر
روزهای مشاوره : یکشنبه، سه شنبه و پنج شنبه از ساعت13:30الی 16
کارگاههای آموزشی خصوصی مسافران : یکشنبه و سه شنبه ساعت: 17 الی 20
کارگاه آموزشی خصوصی همسفران: دوشنبه ساعت: 15.30 الی 18.30

مدیر وبلاگ : محمدرضا شمس
سه شنبه 28 آذر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی
" به نام قدرت مطلق " 

همسفران کنگره 60 آنقدر مهربان و با محبت هستند که تنها آرزو یشان رسیدن به رهایی مسافرشان است. رسیدن به سلامتی، آیا این خواسته زیادی است که از ما دارند؟ یعنی ما نمی توانیم چنین خواسته کوچکی را با این روش و مسیر خوبی که پیش رویمان است به انجام برسانیم.  قطعاً اگر کمی به کمک های همسفران و محبت آنها که بی دریغ و بدون منت است توجه کنیم و به زندگی خوش و شیرینی که در آینده برایمان رقم می خورد فکر کنیم می بینیم که می توانیم این خواسته را اجابت کنیم. 
 
 

روزها و ماه ها و سالها بود که دنبال یک راه می گشتم، که از شرّ مواد خلاص شوم، چندین روش مختلف را هم امتحان کرده بودم، ولی نتوانستم، تا اینکه یک روز همسرم گفت: که من می دانم مصرف می کنی، اگر بخواهی می توانم کمکت کنم. در آن لحظه دیگر نتوانستم چیزی را حاشا کنم. نمی دانم چرا، و جواب مثبت دادم که احتیاج به کمک دارم. با اینکه هر دوی ما هنوز کنگره را نمی شناختیم، ولی همسرم می گفت: مواد را به یکباره شروع نکرده ای که بخواهی یکدفعه هم تمامش کنی، با این حال چندین روش دیگر را هم امتحان کردم ولی نشد. چون راه، درست نبود. تا اینکه گفت: یکی از دوستان، مرکزی را می شناسد، که روش درمانش فوق العاده است و آن مرکز، کنگره 60 بود. و از این پس همسر و پسرم، شدند همسفران من. اکثر غریب به اتفاق همسفرها، تا قبل از ورود به کنگره 60، روش برخورد و یا کمک کردن به یک مسافر را نمی دانستند، چه پدر یا مادر ،برادر یا خواهر، و یا حتی فرزند. و تنها چیزی که به آن فکر می کردند این بود که عزیزشان مواد مصرف نکند. چون یک مصرف کننده، مانند یک نارنجک  است، نه تنها خود را نابود می کند بلکه باعث تخریب اطرافیان هم می شود. برای همین خانواده یک مصرف کننده، همیشه در ناراحتی و عذاب و استرس به سر می برند. یک همسفر تا قبل از اینکه به کنگره بیاید نمی داند که چرا مسافرش مواد مصرف می کند، فکر می کند اراده و غیرت ندارد. در حالی که نمی داند، مسافر زورش به مواد نمی رسد، مواد برایش، همچون یک غول بی شاخ و دم است، و کلیه کارخانجات تولید کننده مواد شبه افیونی بدنش از کار افتاده است، چگونه به یک باره مواد را ترک کند، ولی بعد از ورود به کنگره و آموزش های لازم و بالا بردن آگاهی و دانایی، یک همسفر آنقدر قدرتمند می شود که نه تنها به مسافرش، بلکه به خودش هم کمک می کند. به نظر من یک مسافر باید بداند برای چه می خواهد به درمان برسد. مسلما در مرحله اول برای رسیدن به آرامش و به دست آوردن شخصیت از دست رفته خودش، و در مرحله دوم، دیگران. پس اول برای خودش است که باید تلاش کند، تا برسد به جایی که به آن تعلق دارد. پس منتی بر کسی ندارد، که بخواهد  بگوید بخاطر پدر یا مادر یا همسر و یا دیگران سفر کرده ام، چون اگر این تفکر در سرشان باشد، هر آن، امکان دارد بخاطر برخورد یا رفتار همسفر دوباره برگشت بخورند. همینطور همسفران، اگر مسافر را همراهی می کنند در مرحله اول بخاطر رسیدن به آرامش خودشان است، چون وقتی مسافر درمان شود آنها هم نفس راحتی می کشند و بیشتر دغدغه هایشان پایان می یابد.

پس بیایم هم مسافر و هم همسفر هیچ وقت منتی بر سر هم نگذاریم، که بسیار بسیار بار منفی دارد، هر چه کرده ایم برای خودمان کرده ایم. هیچ کدام از همسفران نمی توانند حال یک مصرف کننده را بفهمند، نمی توانند درک کنند که خماری چیست. نمی توانند درک کنند که یک مصرف کننده چندین و چند بار دست به ترک های مختلف می زند، و تمام عذاب ها را تحمل می کند، تا از شرّ مواد خلاص شود، ولی نمی تواند، چون در مقوله مواد به مرحله حق الیقین نرسیده اند و طبیعی است که متوجه نشوند. ولی در کنگره کلیه همسفران، دارای دانایی بالایی هستند و به واسطه آموزشهایی که می بینند، آنقدر قدرتمند و خردمند می شوند که می توانند محیط خانواده را جوری برنامه ریزی کنند که مسافر با خیال راحت سفر خود را به پایان برساند. و این، کم، کاری نیست. کلیه همسفران کنگره 60 در دل محبتی دارند که با تمام تخریب هایی که ما سرشان به وجود آورده ایم، باز در کنارمان می مانند و خواهان رهایی مسافر شان هستنند، چون عاشق زندگیشان هستند، کمکی که همسفران به مسافران می کنند ستودنی است و جای تقدیر و تشکر دارد.

هفته همسفر و یا جشن همسفر ، هفته ایی است که ما باید بابت زحماتی که برایمان کشیده شده تشکر و شکرگزاری کنیم .

همسفران کنگره 60 بخصوص همسفران مسافر های کنگره، اشخاصی هستند که به عهدی که بسته اند یا می بندند، پایبند هستند و مسافر خود را دوست دارند، که با تمام مشکلات و کَج خُلقی ها و تخریب ها، او را تحمل کرده اند، آن هم با صبر، صبری که همسفران دارند، واقعا ستودنی است. در حالی که قانون این اجازه را به آنها داده است، و می توانند بخاطر اعتیاد، از آنها جدا شوند، ولی خیلی از همسفران، چه قبل و چه بعد از کنگره، مسافر خود را رها نکرده اند و در کنارشان ماندند. همسفران کنگره 60 آنقدر مهربان و با محبت هستند که تنها آرزو یشان رسیدن به رهایی مسافرشان است. رسیدن به سلامتی، آیا این خواسته زیادی است که از ما دارند؟ یعنی ما نمی توانیم چنین خواسته کوچکی را با این روش و مسیر خوبی که پیش رویمان است به انجام برسانیم.  قطعاً اگر کمی به کمک های همسفران و محبت آنها که بی دریغ و بدون منّت است توجه کنیم و به زندگی خوش و شیرینی که در آینده برایمان رقم می خورد فکر کنیم می بینیم که می توانیم این خواسته را اجابت کنیم. در این هفته ما باید از همسفران خود تشکر و قدردانی کنیم. این کار، نه تنها شأن و منزلت ما را کم نمی کند، بلکه باعث سربلندی نیز می شود. چرا که تشکر از مخلوق، یعنی تشکر از خالق .باید این را بدانیم که هیچ وقت همسفران خود را دیگر آزار و اذیت نکنیم،، هر چه از دست ما کشیدند، دیگر بس است. باید از این به بعد، با این موجوداتِ خوب، مهربان بود. حواسمان باشد که دلشان را نشکنیم، که دل شکستن آسان است، ولی بند زدن آن مشکل و حتی محال. به نظر من حتی اگر اشتباهی هم کردند و خطایی مرتکب شدند، باز خورده به دل نگیریم و با فکر درست و محبت مسئله را حل کنیم. چرا که آنها سالهای سال، چشمشان را بر اشتباهات ما بستند و دم نزدند. حضرت ایوب هم فرزندان و هم موقعیت اجتماعی  خوبی داشت، تا اینکه وارد بوته آزمایش شد. همه چیز را از دست داد. تا اینکه همسرش لب به شکایت گشود، و گفت: تو پیغمبر خدایی، از او بخواه که این مشکلات تمام شود. حضرت ایوب از او پرسید: چند سال در ناز و نعمت و آرامش بودیم؟ گفت: نمی دانم، 10 سال، 15 سال، دوباره پرسید: چند سال است که به مشکل برخورده ایم؟ گفت: یکسال. در پاسخ حضرت فرمودند: من چگونه از خدای خودم تقاضا کنم که دیگر بس است، بعد از این همه نعمت، که سالهای سال به ما داده است، بخاطر یک سال گرفتاری از او بخواهم که دیگر کافی است. این داستان، دقیقاً حکایت ما می باشد. سالیان سال، حال خرابی های ما را تحمل کرده اند و این انصاف نیست بخاطر یک اشتباه ما به هم بریزیم.

هفته همسفر را به همه همسفران کنگره بخصوص همسفران خودم که همسر و پسرم می باشند، تبریک می گویم و اقرار می کنم، که هنوز نتوانسته ام ذره ایی از زحمات آنها را جبران کنم و همیشه سپاسگزار آنها می باشم. و آرزو می کنم که مرا ببخشند و حلال کنند، امیدوارم با سعی و تلاش بیشتر و آموزش هایی که از کنگره می گیرم، بتوانم حق مطلب را نسبت به آنها ادا کنم و شرمنده آنها نباشم. ولی با تمام وجود، این را می دانم که عاشقانه دوستشان دارم، و هر کاری برای رسیدن به آرامش، برایشان انجام می دهم . 

تایپ : مسافر مسلم از لژیون ششم





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
چهارشنبه 17 آبان 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی

با تفكر؛ ساختارها آغاز می‌گردد.

بدون تفكر، آنچه هست رو به زوال می‌رود.‏

 

در این وادی، بهتر است بدانیم چگونه همه چیز، پیدا می‌شود و یا چگونه همه چیز، خلق می‌شود.

برای پیدا شدن یا به ‌وجود آمدن و یا خلق شدن؛ اولین قدم، یك فكر و یا یك اندیشه است و این اندیشه، آغاز خلق است.‏

بنابراین؛ همۀ انسانها برای پیدا شدن، لازم است تفكر نمایند و نیروی القاء و احیاء و تحرك هم موجود ‏می‌باشد.

به عبارتی؛ همه چیز، اول مثل صفحۀ سفید نقاشی است؛ سپس ذره ذره تصویر پدیدار می‌گردد و ‏از معنی آن، هم زشت و هم زیبا، و هم خوب و بد پدیدار می‌شود.‏

‏‹‹ پس اول باید تفكر نمود! ››‏

حالا برمی‌گردیم سر اصل موضوع:‏

‏ممکن است ما سالها درگیر مشکلات و مسائلی شده­ایم که این درگیری، چه دانسته اتفاق افتاده باشد و چه ندانسته، به ‏هرحال فرقی نمی‌كند. چیزی كه مهم است اینستکه ما می‌خواهیم مسائل و مشکلات خود را حل کنیم و از شرّ غول بی­شاخ و دمِ مشکلات كه زندگی ما را به ‏طرف نابودی یا ناآرامی سوق داده است و یا سوق می‌دهد، رها شویم. ‏

ممكن است قیافۀ ما پژمرده شده باشد و در زندگیِ ما هرج و مرج به ‌وجود آمده باشد؛ در این مقطع، كافی ‏است ما فكر كنیم كه در كجای كار قرار گرفته­ایم و به كجا می‌خواهیم برویم.‏

در این وادی ما اصلاً نمی‌خواهیم تصمیم بگیریم كه امروز و یا فردا تمامی مشکلات و یا مسائل خود را حل کنیم؛ زیرا بارها این اقدام را ‏انجام داده و با شكست مواجه شده­ایم و البته ممکن است در شرایطی هم، از متخصصین و یا دیگران هم كمك گرفته باشیم، ولی ‏آنها هم نتوانسته­اند به ما كمكی نمایند.‏

در این مقطع ما فكر می‌كنیم که؛

آیا می­خواهیم فكر كنیم؟ به چه موضوعی باید فکر کنیم؟ چگونه باید فكر كنیم؟ به چه چیزهائی نباید فكر كنیم؟ ‏

شاید تصور كنیم كه ما همیشه فكر می‌كنیم؛ اما وجود مشکلات و زیاد شدن آنها نشان می‌دهد که ما درست فكر نكرده­ایم و ‏زندگی خود را بدون تفكر و یا با تفكر غلط، ادامه داده و هر چه داشته‌ایم چه مادی و چه معنوی از دست داده و ‏یا در حال از دست دادن آنها هستیم و یا حتی ممکن است چیزی را از دست نداده باشیم، ولی می­بینیم که از آرامش لازم برخوردار نیستیم و این موضوع باعث گردیده که به طرف زوال، در حركت باشیم.‏

ما بایستی در این وادی، نقشۀ حملۀ خود را برای برطرف کردن مشکلات و حل مسائل، ترسیم نمائیم؛

البته نقشه­ای بسیار دقیق و حساب شده، كه راه به عقب نداشته باشد.

در این وادی نمی‌خواهیم نقشه‌ای عظیم ‏ترسیم کنیم؛ اگر ما در این مقطع بتوانیم نقشه­ای بكشیم كه قابل­ اجرا باشد و مشكلاتِ خودمان را به آرامی ‏حل كنیم، بهتر به نتیجه خواهیم رسید.

ما در این تفكر، باید به صورت واقع بینانه به مشکلات خود نگاه كنیم؛ اگر به این ‏تفكرِ صحیح برسیم، درخواهیم یافت که اراده به تنهایی، قادر به حل تمامی مشکلات ما نخواهد بود.

برای مثال؛ ما نمی‌توانیم با ارادة تنها از ‏یك درخت خیلی بلند بالا برویم   و یا با ارادۀ تنها نمی‌توانیم از روی طناب در یك ارتفاع زیاد ‏عبوركنیم؛ ولی این را می‌دانیم كه ما قادر هستیم از درخت بالا برویم و یا کار دیگری را به صورت معقول به انجام برسانیم، مشروط به اینکه یاد بگیریم که چگونه چند کار را با هم و به طور هماهنگ اجرا نمائیم.

برای مثال؛ برای انجام هر یک از کارهای فوق، بایستی قدرت بدنی لازم را فراهم نمائیم، فوت و فن آن را بیاموزیم، هدف و انگیزۀ لازم را داشته باشیم و تمرین لازم را نیز انجام بدهیم.

البته در این مرحله، ما و بعضی از ما ممكن است نتوانند درست فكر كنند و تصمیم بگیرند. می‌توانیم اگر ‏فكرمان به‌ جائی نرسید، از نظرِ مشورتیِ افرادِ با تجربه استفاده كنیم؛ ولی تصمیم­گیری نهائی بر عهدۀ خودمان ‏می‌باشد، به عبارت دیگر: مشورت می‌كنیم؛ ولی تصمیم را خودمان می­بایست بگیریم تا اعتماد به ‏نفس لازم در ما بوجود بیاید.‏

البته این را نیز بایستی در نظر داشته باشیم كه خلقت؛ سازمان و تشكیلاتی است كه همه چیز در آن، با ‏نهایت دقت، برنامه­ریزی شده و در هر لحظه كنترل می‌شود و یك نیروی مافوق بر آن نظارت دارد. این نیروی ‏مافوق به صورت خودكار؛ اگر انسان به ‌طرف فسق و فجور برود، او را در فرو رفتن به اعماق تاریكی­ها ‏یاری می‌دهد و اگر انسان به‌ طرف تقوی و ارزشها حركت كند، او را در جهت روشنائی­ها مورد حمایت و یاری ‏قرار خواهد داد.‏

ممكن است بعضی از ما اكنون به این سخن ایمان نداشته باشیم؛ ولی اگر چشم دلِ خود را باز كنیم، به ‏آرامی آن نیروی مافوق را حس خواهیم نمود و اگر بخواهیم و حس آن ‌را بوجود بیاوریم و طلب كنیم؛ این ‏نیروی مافوق در درمان بیماریها و رهاییِ ما از بند مشکلات، می­تواند نقش بسیار بزرگی را ایفا كند.

این بستگی به ما دارد كه بخواهیم یا ‏نخواهیم!

چنانچه نخواهیم؛ باز آن نیرو به ما یاری خواهد رساند، چون ما به‌ طرف ارزشها حركت می‌كنیم و ‏تنها فرقی كه بین خواستن و نخواستنِ ما وجود دارد، آن حس یا قوّت قلبی است كه خودمان در خودمان ‏به‌ وجود می­آوریم كه می‌تواند  تكیه­گاه مناسبی باشد وگرنه آن نیرو به صورت خودكار، كارش را انجام ‏می‌دهد و برای او؛ زبان، مذهب، نژاد و رنگِ پوست فرقی ندارد؛ چون پاكترین انسانها، نزدیكترین ‏افراد به آن نیرو هستند.‏

پایان وادی اول





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

انسان، هدف، حرکت، تکامل

با حرکت راه نمایان می‌شود. امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برند و این، جز فرمان حاصل نمی‌گردد. در سکون هیچ‌چیز به وجود نمی‌آید و زایشی نیست؛ همه‌چیز درحرکت شکل می‌گیرد و سپس ساختارها پدیدار و موجودات خلق و سفر در حلقه آفرینش، آغاز و ادامه‌دار می‌گردد. در این سیر، برای انسان تفکرات؛ معمار ساختارها و زبان سخن گوی و تعیین‌کننده مسیر حرکت او می‌باشد.

 در زندگی اگر نتوانیم تصمیم بگیریم نمی‌توانیم رشد کنیم. اگر نتوانیم رشد کنیم نمی‌توانیم بهترین باشیم و اگر نتوانیم بهترین باشیم، نمی‌توانیم شاد باشیم و اگر نتوانیم شاد باشیم، آرامشی در زندگی نخواهیم داشت. انسان در هر جایگاهی که باشد چه خوب چه بد، باید حرکت کند و برای پیشرفت و رسیدن به جایگاه‌های بالاتر با ترسیم هدف قدم‌هایش را محکم بردارد. حال زمانی که شروع به حرکت می‌کنم در ابتدا هدف برایش دوردست و دست‌نیافتنی است و نباید باورش شود که نمی‌شود رسید، با ایمان، صبر، تلاش، خواست درونی محکم، هدف قطعاً دست‌یافتنی خواهد شد. برای رسیدن به هدف هر موجودی وظیفه‌ای دارد ما باید وظیفه خود را پیدا کنیم و درراه رسیدن به آن تلاش کنیم. درکل هستی همه انسان‌ها مسافر هستیم همه در حرکتیم، در این حرکت چیزی که خیلی مهم می‌باشد، باید مقصد، هدف، مشخص باشد، چون عده‌ای انسان‌ها هستند که وقتی سفرشان را آغاز می‌کنند مقصد و هدف فراموش می‌شود و یا برایشان ارزشی ندارد و بخاطرهمین، در وسط راه گیج و سرگردان می‌شوند و ناامید پا پس می‌کشند.

مسافر واقعی کسی است که همیشه می‌رود هیچ‌وقت متوقف نمی‌شود و در آخر می‌رسد و اگر رسید می‌داند که این رسیدن پایان راه نیست، و دوباره حرکت می‌کند و می‌داند نباید راکد بماند چون آرامش رهایی از طوفان نیست، بلکه آرام زندگی کردن در میان طوفان است. مسافر همیشه در حال تکاپو می‌باشد که خودش را به مراحل بالاتر برساند، مسافر برای فهمیدن سفر می‌کند. ما اگر بخواهیم به آرامش برسیم نیاز به آموزش‌های مداوم داریم، ما باید به یک دانش و آگاهی برسیم که در پرتو این دانش و آگاهی در صلح و آرامش باشیم. حالا با ورود به کنگره ۶۰ آغاز فصل جدیدی است برای بهترین شدن و پیشرفت در زندگی در سایه تلاش، ایمان، خواست درونی خودمان. انسان بی‌شباهت به آب نیست اگر بخواهد زنده باشد وزندگی ببخشد باید جریان داشته باشد، باید پیِ برخورد با سنگ‌ها و سختی‌ها را به تنش بمالد باید شجاعت چشیدن سردی و گرمی روزگار را داشته باشد تا باران شود و برجهان ببارد، وگرنه انسانی که تحمل سختی را ندارد، همچون آب راکدی است، که صدایش به کسی آرامش نمی‌دهد. با دیگران که کنار نمی‌آید هیچ خودش راهم نمی‌تواند نجات دهد و در آخر، مرداب می‌شود و می‌گندد. انسان هرچقدر در سختی باشد اگر در صراط مستقیم باشد قطعاً خداوند هم به او کمک خواهد کرد.

حال می‌رسیم به محبت که پایه علم و دانش در انسان است. محبت دامنه وسیع کمان بی‌انتهاست و واقعی است. محبت بدون معرفت معنی ندارد، پس باید نتیجه گرفت که تا موقعی که انسان نتواند دانش، آگاهی، و معرفت پیدا کند نمی‌تواند به محبت و نتیجه برسد. من اگر در کنگره ۶۰ رهجو هستم و عاشق این مجموعه، باید قیمت و بهایش را بدهم، عشق و محبت بها دارد، نمی‌شود رایگان به دستش آورد. همه ما جستجوگر هستیم، حرکت می‌کنیم، تا چیزهایی که بلد نیستیم ذره‌ذره یاد بگیریم. گاهی دچار اشتباه می‌شویم و شکست می‌خوریم، ولی از اشتباهات خود درس بگیریم.

 شکست پایان راه نیست، یعنی خط مستقیم ما شکسته شده و باید از نقطه دیگر به راهمان ادامه دهیم، نباید یک تصمیم اشتباه باعث عقب‌نشینی شود، چون همین تصمیمات اشتباه بزرگ‌ترین کمک را به ما می‌کند که دفعه بعد، بهترین تصمیم را بگیریم. ما انسان‌ها باید دنبال حقیقت باشیم و دنبال رسیدن به خدا و برای این هدف باید بدانیم خدا و حقیقت چیست؟ باید بدانیم از خدا و حقیقت چه می‌خواهیم؟ خدا برایمان مهم است یا چیزی که از او می‌خواهیم؟ حقیقت چیزی است که به نفع ماست و آن چیزی که به نفع ماست به خدا ختم می‌شود. همه‌چیز در وجود انسان‌ها نهادینه‌شده همه انسان‌ها نیازهایی داریم چه معنوی چه مادی، به یک سری از خواسته‌هایمان می‌رسیم و به یک سری نمی‌رسیم، با همه این‌ها در جدال هستیم که هرکدام برای خود نیایی دارند. ما برای رسیدن به تکامل باید تلاش کنیم تا کیفیت زندگی‌مان خوب شود و این کیفیت بر پایه عدل و عدالت تکمیل می‌شود. انسان‌هایی که در راستای علم و پیشبرد آن تلاش می‌کنند انسان‌های خوب خدا هستند‌. پس باید دانست ما در هرکجا قرار داریم ازنظر خداوند بهترین جایی است که قرار داریم و برای آزمایش و ساختن ماست و این راهم باید بدانیم انسان اگر درراه درست قدم بردارد و خدا را انکار نکند و به اوایمان داشته باشد، خداوند بدی‌های او را پنهان می‌کند و در این صورت است که زندگی خوبی خواهیم داشت. ما اگر بخواهیم به بهشت خداوند برسیم باید پرهیزگار باشیم و از ضد ارزش‌ها دوری کنیم چون پرهیزگاری شرط اول ورود به آسایش و آرامش است. در آخر انسان بودن زیاد سخت نیست، کافیست مهربانی کنی، زبانت که نیش نداشته باشد و کسی را نرنجاند همین انسانیت است‌. خودتان باشید مهم نیست دیگران چه فکری می‌کنند چون یک جنس اصل همیشه بیشتر از یک کپی می‌ارزد. پس قدر خودمان را بدانیم، قدر زندگی‌مان را و قدر حضور خوش رنگمان را در صفحه دفتر خلقت بدانیم چون محبت، تجارت پایاپای نیست.






نوع مطلب :
برچسب ها : کنگره60، نمایندگی حر، درمان اعتیاد، مقاله،
لینک های مرتبط :
دوشنبه 10 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی
با سلام خدمت تمام عزیزان 

به لطف خداوند و یاری شما دوستان هر کدام از شما عزیزان که این مطلب رو میخونید میتونید 

در خواست سی دی های اقای مهندس دژاکام  ، مطالب کنگره مثل وادی ها ، مطالب مرتبط با کنگره 60که در

نشریات موجود هست رو از طریق شماره تلفن 09124308172 به صورت پیام (تلگرام ) در خواست کرده تا در

اسرع وقط برای شما دوستان تهیه کنم و براتون ارسال کنم 

امیدوارم بتونم خدمت کوچکی برای شما دوستان و سروران گرامی انجام بدم لطفاً درخواست بدبن ممنون 

با تشکر مسافر مسلم از لژیون اقای محمد رضا شمس  




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
کیسه پر از بذر؛ وادی دهم به قلم کمک راهنما آقای محدرضا شمس
کلیه صفات زشت و زیبا در انسان نهادینه‌شده است و به انسان اختیار کامل داده‌شده است که بتواند از این صفات استفاده کند...
کیسه پر از بذر؛ وادی دهم به قلم کمک راهنما آقای محدرضا شمس
صفت گذشته در انسان صادق نیست، چون جاری است.کلیه صفات زشت و زیبا در انسان نهادینه‌شده است و به انسان اختیار کامل داده‌شده است که بتواند از این صفات استفاده کند. درواقع انسان همانند یک زمین می‌باشد و یک کیسه پر از بذر خوب و بد به او داده‌شده است. حال اگر در این زمین بذر بد و یا نامرغوب کاشته شود تبدیل به نهال و یا علف هرز می‌شود. این خود ما هستیم که نور، کود و آب به این بذر می‌دهیم و آن را تبدیل به یک درخت بی‌ثمر و یا تنومند می‌کنیم.
درواقع باانرژی که به آن بذر می‌دهیم باعث رشد آن می‌شویم. حال اگر بذر طمع، حسادت، دروغ، نیرنگ، فریب، خیانت و ...باشد درواقع خود ما هستیم که باعث رشد آن می‌شویم. اگر این بذر دوستی، محبت، فداکاری، نیکوکاری، عشق و... باشد، بازهم ما هستیم که آن‌ها را رشد می‌دهیم. در این کیسه بذرهایی هم وجود دارد که تا ما نخواهیم آن را در دل این زمین بکاریم، رشد نمی‌کند. به‌طور مثال بذر رشوه‌خواری و ربا هم در این 

شاید ما تابه‌حال با این بذرها کاری نداشتیم اما باید بدانیم که در کیسه وجود دارند. در جا و مکانی مناسب این بذر اگر فرصت پیدا کند، رشد خواهد کرد. درواقع در یک فرصت مناسب که امکان آن پیش بیاید ما رشوه و ربا می‌گیریم. فقط درصدی از این بذرها در داخل کیسه می‌ماند و ما به آن‌ها اهمیت نمی‌دهیم. به خاطر اختیاری که خداوند به ما داده است، می‌توانیم هر زمان که شده، صفت بد گذشته خود را به صفت خوب تبدیل کنیم.
به عبارتی ما تا آخر امر مجبور نیستیم صفت بدی را که خودمان ایجاد کرده‌ایم را با خود حمل کنیم. می‌توانیم درختی را که تنومند شده است را از ریشه قطع کنیم. برای روشن شدن بهتر موضوع، حکایتی را برایتان تعریف می‌کنم. روزی یکی از پادشاهان ایرانی به نقاشان خود دستور داد دو چهره (پرتره) برایش بکشند. یکی تصویر شخصیتی خوب در آن زمان و دیگری فردی بد. نقاشان هر تصویری که می‌کشیدند، پادشاه رد می‌کرد. یکی از نقاشان که باهوش‌تر از همه بود؛ شروع کرد به کشیدن چهره خوب؛ اما وقتی به چشم رسید نتوانست آن را بکشد. به همین دلیل تمام شهر را چرخید تا یک انسان پاک، صادق و شجاع پیدا کند. کودکی را به او معرفی کردند و وقتی نقاش تصویر کشیده شده را پیش پادشاه برد، پاداش خوبی گرفت. برای کشیدن تصویر شخصیت بد داستان هم به همین مشکل برخورد کرد.
به همین دلیل کل شهر را گشت تا فردی بدسرشت را بیابد. بعد از مدت چند سال شخصی را که قاتلی زنجیره‌ای بود را به او معرفی کردند که در زندان به سر می‌برد. وقتی نقاش پیش شخص رفت تا چشمانش را نقاشی کند؛ شخص امتناع کرد و چهره‌اش را به نقاش نشان نداد و گفت: تو چشمان مرا یک‌بار در کودکی‌ام کشیده‌ای. آری این همان شخص بود که در کودکی به خاطر معصومیت چشمانی زیبا داشت.
انسان می‌تواند خوب باشد ولی بعدها تبدیل به یک جانی شود. برعکس هم صادق است؛ فرد می‌تواند مضر و مخرب باشد اما تبدیل به فردی نیکوکار شود. درست مانند افرادی که به کنگره 60 می‌آیند. در ابتدا بسیار مخرب بوده‌اند اما الآن تبدیل به خدمتگزاران کنگره شده‌اند و به دیگران خدمت می‌کنند. این افراد به‌واسطه مصرف مواد، کارهای ضد ارزشی زیادی انجام داده بودند؛ اکنون و امروزه دیگر آن کارها را انجام نمی‌دهند.
در پایان باید گفت: اگر ما نفس اماره خود را به نفس مطمئنه تبدیل کنیم، در هر مقوله‌ای که باشیم هیچ‌گاه به صفت گذشته برنخواهیم گشت. امیدوارم همه ما تبدیل به انسان‌های خالص و پاک شویم همانند نوزادی که تازه به دنیا آمده است و مانند یک کاغذ سفید بدون هیچ لکه‌ای، می‌درخشد.
نویسنده: کمک راهنما مسافر محمدرضا شمس
نگارنده: مسافر مسلم لژیون اقای شمس

نمایندگی حر






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
"به نام قدرت مطلق" 

جلسه سیزدهم از دوره بیستم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره60 نمایندگی حر با نگهبانی " آقای سعید سهل آبادی "، دبیری " آقای منصور جعفری " و استادی " آقای محمدرضا شمس" با دستور جلسه  " عدالت،آیا همه افراد در کنگره باهم برابرند؟" روز سه‌شنبه مورخ 96/05/24 رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود

خلاصه سخنان استاد:
من خوشحالم که دوباره این جایگاه را تجربه میکنم، من موقعی که سفر کردم و رها شدم لحظه‌شماری می‌کردم که این جایگاه را تجربه کنم. تمام دستور جلسات کنگره نکات بسیاری را در خود دارد و باید درست خوانده شود و آن را درک کرد و دقت کرد و این دستور جلسه دو قسمت است:عدالت، برابری و آرم کنگره نشان‌دهنده این است که این آتش ویرانگر را مهار کرد و بعد انرا خاموش کرد.


 عدالت یعنی برابری و یا وارد شدن به کنگره یا به‌طور مساوات از امکانات استفاده کردن. وقتی شروع به سفر می‌کنیم خودمان عدالت را رقم می‌زنیم. یکی خوب سفر می‌کند و یکی نه و هیچ‌وقت باهم برابر نیستن و حتی کمک راهنما.
باید توجه داشت بدانیم که قبلاً چه بودیم والان چه هستیم. رفتار من نشان‌دهنده جایگاه من است و علم و دانایی و عمل کرده من و تفکر من نشانگر جایگاه من است و این تفاوت‌ها را نشان می‌دهد. ما هر طور که رفتار کنیم همان نوع رفتار به ما برمی‌گردد و این شعار کنگره است، یکی برای همه، همه برای یک نفر و کسانی که می ایند و از جا و امکانات استفاده می‌کنند ولی درست سفر نمی‌کنند باید تاوان انرا پرداخت کنند و اگر درست سفر کنند پاداش انرا نیز خواهند گرفت. باید به کاری که انجام می‌دهیم ایمان داشت و گوش‌به‌فرمان بود. هر راهنما با هر رهجو دوباره سفر می‌کند و کار خود را با آگاهی انجام می‌دهد.

مرزبان کشیک:آقای مهدی پارسی
تهیه و ویرایش:مسافر محمد غلامی (لزیون اقای محمد شیر محمد علی)
تصویرگر:مسافر مسلم ( لژیون آقای علیرضا شمس)
نویسنده: مسافر محسن صالحی (لژیون آقای خوش ساعد)





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی

حکایت بانک زمان

تصور کنید بانکی دارید که
در آن هر روز صبح ۸۶۴۰۰ تومان به حساب شما واریز میشود و تا آخر شب فرصت
دارید تا همه پولها را خرج کنید. چون آخر وقت حساب خود به خود خالی میشود. 
در این صورت شما چه خواهید کرد؟  هر کدام از ما یک چنین بانکی داریم: بانک
زمان.  هر روز صبح، در بانک زمان شما ۸۶۴۰۰ ثانیه اعتبار ریخته میشود و
آخر شب این اعتبار به پایان میرسد.  هیچ برگشتی نیست و هیچ مقداری از این
زمان به فردا اضافه نمیشود.

 

ارزش یک سال را دانش‏آموزی که مردود شده، میداند.
ارزش یک ماه را مادری که فرزندی نارس به‏دنیا آورده، میداند.
ارزش یک هفته را سردبیر یک هفته‏نامه میداند.
ارزش یک ساعت را عاشقی که انتظار معشوق را میکشد،
ارزش یک دقیقه را شخصی که از قطار جا مانده،
و ارزش یک ثانیه را آنکه از تصادفی مرگبار جان به در برده، میداند.

 

هر لحظه گنج بزرگی است، گنجتان را مفت از دست ندهید.
باز به خاطر بیاورید که زمان به خاطر هیچکس منتظر نمیماند.

 

دیروز به تاریخ پیوست.
فردا معما است.
و امروز هدیه است.





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
سه شنبه 4 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی
" به نام قدرت مطلق "

جلسه دوازدهم از دوره بیست و پنجم کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 نمایندگی حر با نگهبانی موقت " مسافر احمد "، دبیری موقت "مسافر محمد " و استادی " مسافر محمدرضا " با دستور جلسه " صورت مسئله اعتیاد " روز یکشنبه مورخ  1396/07/02  رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.

سخنان استاد:

من هر وقت به کنگره می آیم آرامش خاصی پیدا می کنم و هر چه سختی و مشکل دارم را فراموش می کنم .آرامشی که ما داریم شاید بخاطر صحبتهایی است که در اینجا با همدیگر داریم، چون بیرون از کنگره صحبتهای ما را قبول ندارند . واقعا حس ما را درک نمی کنند ، هیچ وقت از یادم نمی رود یک بار توی تاکسی نشسته بودم و عابرهای پیاده را نگاه می کردم ، سرم را هم به شیشه چسبانده بودم یک قطره اشک هم از گوشه چشمم سرازیر شده بود. گفتم خدایا، آیا می شود یک روز من هم مثل تمام این آدمها که با خیال راحت توی خیابانها راه می روند باشم. حالم آنقدر بد بود که راننده فکر می کرد که من یکی از اقوامم فوت کرده است، هیچ وقت فراموش نمی کنم . شاید الان خنده دار باشد ولی آن روز آنقدر حالم بد بود که حد و حساب نداشت.


کنگره دقیقا برای من مثل یک مهمانسرا است. یک مهمانسرای شیک و مجلل. مسیری را طی می کنی وارد این مهمانسرا می شوی، انرژی می گیری، استراحت می کنی، قوت می گیری و دوباره یک مسیر دیگر. روزهایی که من به اینجا می آیم دقیقا همین حالت را برای من دارد. امیدوارم که برای شما هم همین حالت را داشته باشد و انرژی لازم را از اینجا بدست بیاورید تا بتوانید بیرون از اینجا از آن استفاده کنید. و اما صورت مسئله اعتیاد، می بینیم که این اولین دستور جلسه سالیانه است یعنی قبل از اینکه وادی اول شروع شود. می گویند صورت مسئله اعیتاد، چون مثل حروف الفبا ی مدرسه می ماند، پس حتما باید صورت مسئله اعتیاد را بدانیم. سال 1378بود، در کنگره پزشکی سراسری راهکارهای اعتیاد، جناب مهندس دژاکام، این موضوع را مطرح کردند و مورد قبول هم واقع شد که البته بعضی این صورت مسئله اعتیاد را درک نکرده اند. 
کسانی که وارد کنگره می شوند و تازه وارد هستند، اولین چیزی که به آنها در مشاوره ها گفته می شود و تاکید هم شده، صورت مسئله اعتیاد می باشد. چون وقتی کسی بداند که صورت مسئله اعتیاد چیست خیلی راحتر آنرا حل می کند و پنجاه درصد قضیه را انجام داده است و در حل کردن آن به مشکل بر نمی خورد. 
من ترکهای متعددی انجام دادم ولی بعد از مدتی دوباره بازگشت داشتم ولی وقتی صورت مسئله اعتیاد را فهمیدم، متوجه شدم که این کار یعنی بازگشت طبیعی است. کسانی که ترک می کنند و دوباره به مصرف رو می آورند صورت مسئله اعتیاد را نمی دانند. در چهار مقاله در این مورد صحبت شده است که در این مورد به دو مسئله اشاره می کند، یکی عکس العمل های آشکار و دیگری عکس العمل های پنهان. عکس العمل های آشکار علائمی است که در فرد بعد از مصرف 24 ساعت دیده می شود، مثل آب ریزش بینی، پرش پا، عطسه، سیم کشی.... که این علائم بعد از گذشت یک هفته برطرف می شوند و فرد به تعادل در می آید. ولی عکس العمل های پنهان که حدود10 الی 11 ماه به زمان نیاز دارد که درست شود و به آن توجهی نمی کردند، مثل گوشه گیری ، انزوا، بی حوصلگی، افسردگی..... که تحمل آن خیلی سخت است. 
صورت مسئله اعتیاد وقتی حل شد خیلی از مسائل هم به دنبال آن حل شد. یک داروی مشخصی که قبلا اپیوم بود و حالا به نام شربت OT می باشد که بهترین، مفیدترین، مناسب ترین و قوی ترین دارویی است که برای درمان اعتیاد از آن استفاده می شود .
 قدر آن را بدانیم. قدر این مکان را بدانیم تا روز به روز حالمان بهتر شود.
 مرزبان کشیک:مسافر علیرضا
تصویر گر: مسافر مسلم 
تهیه، تنظیم و ویرایش:مسافر محمد 






نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
دوشنبه 3 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
شنبه 1 مهر 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی

من دلم روشن است

ﺗـﻮ ﺭﺍ نمی ﺩﺍﻧـــﻢ

ﺍﻣﺎ ﻣــﻦ ﺩﻟــﻢ ﺭﻭﺷـــﻦ ﺍﺳـﺖ

ﺑــﻪ ﺗــﻤﺎﻡ ﺍﺗﻔـﺎﻗﻬﺎی ﺧــﻮﺏِ ﺩﺭ ﺭﺍﻩ ﻣﺎﻧــﺪﻩ

ﺑــﻪ ﺗﻤــﺎﻡ ﺭﻭﺯﻫــﺎی ﺷـﻴـﺮﻳـﻦ ﻧـﻴـﺎﻣــﺪﻩ

ﺑــﻪ ﻟﺒﺨـﻨــﺪی ﻛﻪ ﻳــﻚ ﺭﻭﺯ ﺑﺮ ﺩلــمــﺎﻥ مــی ﻧـﺸـﻴـﻨــﺪ

ﺑــﻪ ﺍﺟــﺎﺑــﺖ ﺷــﺪﻥ ﺩﻋــﺎﻫـﺎﻳــﻤـﺎﻥ

بــﻪ ﺑﺮﺁﻭﺭﺩﻩ ﺷــﺪﻥ ﺁﺭﺯﻭﻫـﺎﻳﻤــﺎﻥ

ﺑــﻪ ﻣـﺤـﻮ ﺷـﺪﻥ ﻏﻢ ﻫــﺎی ﺩﻳــﺮﻳـﻨــﻪﻣــﺎﻥ

ﻣــﻦ ﺩﻟــﻢ ﺭﻭﺷـــﻦ ﺍﺳــﺖ

ﺭﻭﺯی ﺍﺯ ﺭﺍﻩ می ﺭﺳـــﺪ

ﻭ ﻣــﺎ ﺑــﺮﺍی ﻳـﻚ ﺭﻭﺯ ﻫــﻢ ﻛـﻪ ﺷــﺪﻩ

ﺍﻧﭽﻨـــﺎﻥ ﻛﻪ ﺑﺎﻳــﺪ ﺯﻧﺪﮔــی ﻣـﻴﻜﻨــﻴــﻢ

ﻣـــﻦ ﺩﻟـﻢ ﺭﻭﺷــﻦ ﺍﺳــﺖ

زنـدگــی پر از 

ﺍﺗـﻔــﺎﻗــﺎﺕ ﻗـﺸـﻨـﮕــ ﺑــﺮﺍﯼ ﻫــﻤــگـــﯽ ماسٺ !!!





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
جمعه 31 شهریور 1396 :: نویسنده : مسافر مسلم گودرزی
با سلام خدمت تمام دوستان 
امروز ۹۶/۷/۱  شاهد رهایی دوتا از مسافر های لژیون ششم بودیم مسافر محمود و مسافر مسلم باشد که همیشه چنین باد.
با تشکر از زحمات بی دریق کمک راهنمای محترم جناب آقای شمس که واقعا مثل یک پدر لحظه به لحظه  در کنارمان بودن ممنونم اقا 





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :


آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :